مرتضى مطهرى
64
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اما مسئلهء عمده اين است كه براى تضمين صحت استدلال ، تنها منطق صورت كافى نيست . اين منطق تنها يك جهت را تأمين مىكند . براى حصول اطمينان از درستى مادهء استدلال ، منطق ماده نيز لازم داريم ؛ يعنى به معيارى نياز داريم كه به كمك آن بتوانيم كيفيت مواد فكرى را بسنجيم . دانشمندانى نظير بيكن و دكارت تلاش كردند تا همانطور كه ارسطو براى صورت استدلالْ منطقى وضع كرد ، آنها نيز براى مادهء استدلال منطق مشابهى تأسيس كنند . در اين زمينه نيز تا حدودى توانستند معيارهايى به دست دهند كه گرچه از نظر كلى بودن نظير منطق ارسطو نبود اما تا حدودى مىتوانست به انسان كمك كند و او را از خطاى در استدلال باز دارد . اما شايد تعجب كنيد اگر بدانيد كه قرآن در جهت جلوگيرى از خطاى دربارهء استدلال مسائلى را عرضه كرده است كه بر پژوهشهاى امثال دكارت تقدم فضل و فضل تقدم دارد . منشأهاى خطا از نظر قرآن از جمله منشأهايى كه قرآن براى خطا ذكر مىكند اين است كه انسان گمان را به جاى يقين بگيرد « 1 » . اگر بشر خود را مقيد كند كه در مسائل تابع يقين باشد و گمان را به عوض يقين نپذيرد ، به خطا نخواهد افتاد « 2 » . قرآن روى اين مسئله بسيار تأكيد نموده است و حتى در يك جا تصريح دارد كه بزرگترين لغزشگاه فكرى بشر همين پيروى از گمان است و يا در جاى ديگر خطاب به پيامبر مىفرمايد : وَ انْ تُطِعْ اكْثَرَ مَنْ فِى الْارْضِ يُضِلّوكَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ انْ يَتَّبِعونَ الَّا الظَّنَّ وَ
--> ( 1 ) . قاعدهء اول دكارت هم همين است . او مىگويد پس از اين هيچ مطلبى را قبول نمىكنم مگر اينكه قبلًاوارسى و بررسى نمايم و اگر در صد احتمال يك احتمال خلاف وجود داشت از آن استفاده نمىكنم و آن را كنار مىگذارم . معناى صحيح يقين هم همين است . ( 2 ) . البته بايد توجه داشت كه در مسائل ظنّى و احتمالى و در مواردى كه نمىتوان يقين حاصل نمود ، مىبايد همان ظن و احتمال را در نظر گرفت . اما ظن را به جاى ظن و احتمال را به جاى احتمال بايد پذيرفت نه آنكه ظن و احتمال را به جاى يقين در نظر گرفت . اين دومى است كه ايجاد خطا مىكند .